سایت خبری – تحلیلی باران
  • کد خبر : 11871
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۵ مهر, ۱۳۹۷ - ۲۱:۲۴
  •   

    شب تا صبح میلرزید/ دکتر فاضل خمیسی

    *شب تا صبح میلرزید* چقدر زجر آور است، احساس کنی در خیلی زمینه هایی که جبران پذیر نیستند، مقصری! جبران کردن در خیلی مواقع نه با زمان و نه با پول و نه با هیچ وسیله ی دیگری قابل اِعمال نیست. امروز وقتی خبر و تصویر تنبیه بدنی دانش آموز یکی از مناطق استانم را […]

    *شب تا صبح میلرزید*

    چقدر زجر آور است، احساس کنی در خیلی زمینه هایی که جبران پذیر نیستند، مقصری!
    جبران کردن در خیلی مواقع نه با زمان و نه با پول و نه با هیچ وسیله ی دیگری قابل اِعمال نیست.
    امروز وقتی خبر و تصویر تنبیه بدنی دانش آموز یکی از مناطق استانم را که آثار کابل یا سیم یا شلنگ را روی کمر نحیفش دیدم، بناگاه کف دستانم به سوزش در آمدند، زمانی که کلاس دوم ابتدایی در دبستان همایون حصیرآباد اهواز بخاطر یک شیطنت کودکانه، دستانم آماج ضربه های هولناک شلاق معاون (ناظم)، قرار گرفته و تا یکهفته نمتوانستم مداد را بدرستی در دستانم بگیرم.
    ترس از آن معاون باعث شده بود، حتی در دوره راهنمایی هم با لکنت زبان صحبت کنم. از شوخی کردن با سایر بچه ها بترسم و دویدن را در زنگ تفریح گناه نابخشودنی بدانم،
    برگشت به حالت نسبی طبیعی به خیلی عوامل و سالها رنج و ترس منجر شد.
    خاطره بعدی مربوط به حدود ۱۶ سال پیش و زمانی که مدیر آموزش و پرورش شهرستان رامشیر بودم بر میگردد :
    حدود ساعت هشت و نیم صبح تنها در دفترم نشسته بودم، بیرون اتاق صدای مردی خشمگین و عصبانی میآمد که به زبان عریی میگفت :<چرا از خدا نمیترسید؟ > و…
    چند لحظه بعد مرد خشمگین با کودکی رنگ پریده و لرزان و در حدود نه ساله در وسط اتاق ایستاده بود، بدون سلام بمن گفت : آقای خمیسی! تو راضی هستی، چنین بلایی به سر پسرت بیاورند؟
    آنگاه پیراهن مندرس پسرک را با عصبانیت از تنش در آورد :
    ای وای! آنچه میدیدم غیر قابل باور بود، حتی مجرمین به قتل اینطوری شکنجه نمیشن!!
    از زیر گردن تا همه کمرش ضربه های ضربدری شیلنگ کمر بچه را متورم کرده بود.
    – کی اینکار را کرده؟
    ⁃ آقا معلم.
    ⁃ چرا؟
    ⁃ با همکلاسی اش حرف زده.
    نمی توانستم ادامه دهم. نه قابل توجیه بود نه قابل دفاع٫ فقط گفتم با معلمی که اینکار را کرده شدیداً برخورد میکنم. که پاسخ پدر دانش آموز مجددا مرا به گوشه رینگ برد:
    چه فایده!
    و ادامه داد :
    این اتفاق سه روز پیش اتفاق افتاد و پسرم موضوع را نگفته و پنهان کرده بود تا اینکه امروز وقتی مادرش دیده که رختخواب و خودش را بر اثر شب اداری خیس کرده وقتی او را با پرخاش بیدار میکند و پیراهنش بالا میرود، جای شلاق ها را میبیند و بقیه ماجرا…
    بامعلم مذکور که دلیل تنبیه را مشق ننوشتن دانش آموز وعصبانیت ناشی از دعوایی که با نامزدش داشت، برخورد شد، اما بقول آن پدر،
    چه فایده!
    امروز دیگر بشر از اینکه کارکرد مدرسه انتقال دانش است، گذشته و این مفهوم شاید برای ۶۰ سال پیش قابل تعریف بود.
    تربیت و تقویت اعتماد بنفس، عزت مداری، مهربانی و آمادگی در جهت حضور در یک اجتماع و مسولیت پذیری اجتماعی ارکان اصلی تعلیم و تربیت هستند.و بزرگترین آسیب رسانی به این اصول آنست که کودکانمان از بزرگسالان و بخصوص افرادی که وظیفه تربیت دارند، شبها با ترس و لرز به صبح برسانند.
    در پایان هر چند خیل عظیم معلمان و مدیران و سایر کارکنان آموزش و پرورش کشور با مهربانی و ایثار بیش از وظایف و تکالیف قانونی خود مشغول خدمت و تربیت دانش آموزان میباشند و حتی در بیشتر مواقع احساس مسوولیتی که نسبت به شاگردان خود دارند ازاحساس مسولیت به فرزندانشان افزونتر است، اما باید مواظب بود، از برخی ناهنجاریهای شغلی بی تفاوت نباید گذشت.
    زیرا پرخاشگری شغلی و غیر حرفه ای شغل معلمی ممکن است آینده کودکی را نیست و نابود کند.

    (فاضل خمیسی)

    IMG-20181007-WA0033

    برچسب ها :

    نظرات