سایت خبری – تحلیلی باران
  • کد خبر : 11990
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۳۰ مهر, ۱۳۹۷ - ۱۷:۰۳
  •   

    تعطیلات و تکالیف/ محمدرضا چمن نژاد

    باسمه تعالی *تعطیلات و تکالیف* *✍به قلم: محمدرضا چمن نژادیان فعالی و تحلیلگر مسائل فرهنگی، اجتماعی وسیاسی* *بجای باز مدرسه ام دیر شد باید گفت باز مدرسه تعطیل است.* ‍♀تکلیف خدا و خلق توی روزگار ایرانی( خوزستانی و امیدیه) در هاله ای از ابهام رفته است. زیرا امور زندگی در اثر بلاتکلیفی ،ندانم کاری و […]

    باسمه تعالی
    *تعطیلات و تکالیف*
    *✍به قلم: محمدرضا چمن نژادیان فعالی و تحلیلگر مسائل فرهنگی، اجتماعی وسیاسی*

    *بجای باز مدرسه ام دیر شد باید گفت باز مدرسه تعطیل است.*

    ‍♀تکلیف خدا و خلق توی روزگار ایرانی( خوزستانی و امیدیه) در هاله ای از ابهام رفته است. زیرا امور زندگی در اثر بلاتکلیفی ،ندانم کاری و عوام پسندی در هر صورت تعطیل می شود. و تکلیف خدا، مسئولیت خلق و تصمیم عقلانی با همراهی عقلایی مشخصی دیده نمی شود.
    ‍♀حال:
    خدا باران بزند؟ یا نزند؟ بی تدبیری، نا تدبیری و تردید در تدبیر ،موجبات بدآموزی مردم را فراهم کرده و آنان را بدعادت در اثر‌ بد عمل کردنها نموده است.
    ‍♀” *الناس علی دین ملوکهم”* عامه ی دلسوز و بلاتکلیف در اثر نانرمالی عملکردی و ناهنجاری رفتاری چنان تربیت و ساخت شده اند.که تعطیل نکنی غُر و تعطیل بکنی هم غُر می زنند.
    ‍♀زیرا نه رفاه عقلانی، نه تلاش فداکارانه و نه سکوت عالمانه را برای درک شهروندی و زندگی مدنی در عمل متولیان دیده اند. و‌‌نه قانون عالمانه بر آنان حاکم است.
    ‍♀ متولیان جامعه باید با عمل برای تدبیر، تسلیم به تصمیم و تحقیق در امور مردم را برای دیدن بجای شنیدن در زندگی آماده و تربیت نمایند.
    ‍♀ وقتی تدبیر بلاتکلیف، خلق سردرگم و عقل تعطیل باشد. در این وانفسای زندگی امور مختل، مشوه و مایوس کننده است.
    ‍♀خدا هم که باشی می فرمایید:
    باران بزنم؟ یا نزنم؟
    برایتان کدام خوب است؟
    جوابی که نباشد…
    ‍♀عقلا هم از خود می پرسند:
    توی این مملکت رونق زندگی در خشکسالی است یا پر آبی و … جوابی که نمی شنوند.
    ‍♀عقلا عقل را فرا می خوانند و عقل هم از تعطیلی و‌کساد بازار خود فریاد زنان از صحنه محو و رفع تکلیف می کند.
    ‍♀حال در چنین روزگاری که خدایان امور بی تدبیر،لایعقل، مردم متوقع، بلا تکلیف،عقل لامکان و کمیاب باید گفت، زورق بی رونق زندگانی شکسته و رها در دریای متلاطم است.
    ‍♀وانسان دردمند، متعهد و متفکر در کوچه ها و پس کوچه های نادانی و ندانم کاری چون مجنونی در پیچ و خم زلفی از دنیای متوهم و ناکام سرگردان می باشد.
    و آنچه بجایی نرسد فریاد است.
    ‍♀رودخانه ها پرآب یا خشک باشند؟؟؟وقتی تنبلی، پخمگی و تعطیلی بجای عقل، تدبیر و تلاش نشسته باشد.چه باید کرد و اینرا کجای دل و عقل بگذاریم و بگذریم، که همه تعطیل کارند:
    *باد تعطیل، باران تعطیل،تحریم تعطیل، تدبیر تعطیل، مردم تعطیل،فریاد تعطیل،‌ کتاب تعطیل، مطالعه تعطیل،راه تعطیل، راهنما تعطیل و…عقل تعطیل، تعهد تعطیل، مسئولیت تعطیل و…*
    ‍♀درنتیجه :
    *مزارع خشک، زارعت رها،زارعان‌ آواره،رودخانه ها معطل، صحرا ها منتظر،*
    *کارخانه ویران، تولید منتاژ، کارگر بیکار،بازار کساد،*
    *مدارس مختل، معلمان تبدار،عالمان بیمار،علم بی حاصل *مرد عاطل،مزد غایب، دست خالی، اولاد چشم به راه، عیال مایوس، مطبخ سرد و کور،طبخ آه و دود*
    *وکلبه ی محرومین شیون و شین…*
    ‍♀بنابراین؛ آیا به تاریخ گذشتگان باید جواب پس بدهیم⁉ویااصلاً برای آیندگان‌ جوابی داریم⁉
    *که‌چرا چنین در گلستان و بوستان بد آموزی روزگار کنونی خود و بر سبیل ” الناس علی دین ملوکهم” درس تعطیلات، تنبلی و تبلیعات را بجای تحصیلات، تنظیمات (تنبیهات)و تحقیقات آموزش داده‌ و آموخته ایم.و هیچ…*
    *در پایان اگر دین نداریم آزاده باشیم، تکلیف خدایان امور و خلق رابه عقل واگذار کنیم.*
    ✍دلنوشته ای ازمعلمی بازنشسته و نظارگر در کُنج مطبخ زندگی سرد کارخانه ها و تعطیلی مکتب خانه ها.
    والسلام
    ✅چمن نژادیان- فعال و‌تحلیلگر امور فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی

    برچسب ها :

    نظرات