سایت خبری – تحلیلی باران
  • کد خبر : 12063
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۱ آبان, ۱۳۹۷ - ۱۹:۵۱
  •   

    حزب اعتدال و توسعه یا کانون لابی گران و دلالان اقتصادی و پناهگاه ورشکستگان سیاسی!/ نعیم حمیدی

    *حزب اعتدال و توسعه یا کانون لابی گران و دلالان اقتصادی و پناهگاه ورشکستگان سیاسی!* پدیده احزاب دولت ساخته در ایران بویژه طی سه دهه اخیر از جمله افت های کار حزبی بوده که آسیب های جبران ناپذیری را به حوزه سیاست ورزی حرفه ای وارد کرده و همواره بجای مردم بسیاری از این احزاب […]

    *حزب اعتدال و توسعه یا کانون لابی گران و دلالان اقتصادی و پناهگاه ورشکستگان سیاسی!*

    پدیده احزاب دولت ساخته در ایران بویژه طی سه دهه اخیر از جمله افت های کار حزبی بوده که آسیب های جبران ناپذیری را به حوزه سیاست ورزی حرفه ای وارد کرده و همواره بجای مردم بسیاری از این احزاب با نام “نهاد قدرت و دولت” گره خورده است . احزاب دولت ساخته نماد “دکه های سیاسی” و تشکیلات فصلی می باشند

    در ایران پیش و پس از انقلاب می توان نمونه ها و مصادیقی از احزاب “ریشه دار و سنتی ” جدای از مرام و خط مشی و همچنین احزاب “دولت ساخته” از هر جناح سیاسی را بعنوان شاهد مطرح و در قالب یک پروسه تاریخی مورد بازخوانی قرار داد.

    موتلفه اسلامی ، نهضت آزادی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ، حزب ملل اسلامی و تحکیم وحدت ، خانه کارگر ،…… نمونه های برجسته ای از کار ورزی حرفه ای و احزاب پای بند به اصول و گرایش های پایدار در ایران معاصر می باشند که علیرغم فرار و نشیب های گوناگون زمانه و فقدان کاریزماهایی همچون حبیب الله عسکر اولادی ، مهدی بازرگان یا برخورد های حاکمیتی اما همچنان بعنوان بلوک اساسی جناح بندی و خط کشی های سیاسی محسوب می شوند و تغییر نام ها و نشان نتوانسته مرگ آنها را رقم بزند

    در مقابل تشکل هایی مانند احزاب رستاخیز ، کارگزاران، جامعه مهندسین و اعتدال و توسعه و جبهه های خلق الساعه ای همچون پایداری، جمنا یا احزاب تازه تاسیسی مانند رفاه ، عدالت و توسعه و … مبتنی بر مدار قدرت و زائیده دولت ها و دوره استقرار بنیانگذاران در مناصب حاکمیتی بوده و همواره بعنوان پناهگاه ورشکستگان سیاسی و بازماندگان دو بلوک مطرح تلقی می شوند

    این احزاب به همان اندازه که برای حوزه سیاست ورزی خطرناک و آسیب رسان می باشند ، در چرخه قدرت به کانون فعالیت مخرب لابی گران و دلالان اقتصادی تبدیل شده اند.

    از جمله این تشکل های دولت ساخته حزب اعتدال و توسعه به سرکردگی محمد باقر نوبخت است که به چشم اسفندیار و نقطه آسیب پذیر دولت های یازدهم و دوازدهم تبدیل و می رود تا در بخش نرم افزاری دولت را زمین گیر کند .این حزب به پناهگاه ورشکستگان سیاسی ، بنگاه خرید و فروش رانت ، توزیع سهام قدرت و کانون فعالیت دلالان اقتصادی و سیاسی شده است

    پیش از پرداختن به کارکرد مخرب دولت ساخته حزب اعتدال و توسعه اشاره ای کوتاه به ویژگی های یک حزب موفق خواهیم داشت تا در مرحله تطبیق ذهن خواننده برای ارزیابی درست و متقن آماده شود

    تنها مسیر ممارست سیاست حرفه ای تحزب حرفه ای است و راه حل تحزب حرفه ای نیز سیاست ورزی بر مبنای دو دو مولفه “رویکرد علمی” و “رویکرد تجربی” است.

    حزب واقعی و شکل گرفته در چارچوب “روند پایین به بالا” را می توان “اتاق فکر سیاست” نام نهاد. در توصیف احزاب گفته شده ؛ که کارویژه اصلی تحزب “پیگیری حرفه ای سیاست” است.

    مفهوم “حرفه ای” در این تعریف بار معنایی ویژه و مشخصی را یدک می کشد. عصر جدید را عصر “تخصص ها و حرفه ها” نام نهاده اند. تخصصی شدن و حرفه ای شدن بر دو پایه رویکرد “علمی” و “تجربی” استوار است.

    به عبارتی دیگر هنگامی می توان به ضرس قاطع فعالیت مشخصی را حرفه نامید که در آن شاهد انباشت “تجربه” ای باشیم که از مجموع عملکردهای “علمی” فراهم آمده است. حرفه ای شدن سیاست نیز در این راستا قابل طرح است.

    ✔ *علم گرایی در کارکرد حزبی:*

    هر چند برای علم محوری در عالم سیاست معنایی دقیق نمی توان ارایه داد ولی می توان عناصری را استنتاج کرد که جمع آمدن آن ها رویکرد علمی را در عرصه سیاست تقویت می کند.اکنون به این عناصر به شکل گذرا می پردازیم :

    *رویکرد “عقلانی” به فعالیت سیاسی*:

    سیاست دانشی ، خرد محور است. عقل سیاسی، ‌همواره دو پایه اصلی دارد: نخست: رویکرد منطقی و مطابق با واقعیت ها و مصادیق به عرصه سیاست و *دوم* : رویکرد هزینه – فایده و “حسابگری ” به عرصه سیاست است

    نتیجه آن که سیاست مدار عقل گرا از یک سوی عینیات و واقعیات را در نظر می گیرد و از سوی دیگر در تصمیم گیری های خود هزینه – فایده ای برخورد می نماید.

    ✔ *رویکرد “عقلایی” به شرایط سیاسی*:

    خردورزی یا عقلانیت به مفهوم توجه به درک عمومی و مناسبات جا افتاده در جامعه و در میان “خردمندان” می باشد. رفتار “معقول” یا “خردمحور” معمولا به دور از *”افراط و تفریط”* است. چنین رفتاری از قابلیت لازم برای جلب نظر عموم صاحبان رای و اندیشه برخوردار است و به مثابه امری “متفاوت” یا “عجیب” به نظر نمی رسد. نگاهی به عرصه سیاسی در شرایط فعلی نشان می دهد که برخی از سیاست مداران ما بعضا به این مساله توجه کافی و وافی ندارند.

    ✔ *نگاه رویکرد پژوهشی و جستجوگرانه به حوزه سیاست*:

    ابعاد دو گانه علم سیاست یعنی “سیاست نظری” و “سیاست عملی” حاصل از مطالعات تخصصی حول جوانب مختلف سیاست هستند که در صورت بهره گیری صحیح و مناسب دستمایه ای بی بدیل برای “رفتار سیاسی” سیاستمداران خواهند بود. در بسیاری از کشورهای جهان دانشمندان سیاست اصلی ترین مشاوران سیاست مداران می باشند.

    ✔ *انباشت تجربه از رهگذر فعالیت حزبی*

    دومین مولفه کارکرد تحزب حرفه ای، کسب و انباشت تجربه است. تجربه گرایی در سیاست از اهمیتی فوق العاده برخوردار است. با یک پژوهش میدانی و باستناد واقعیت های فعالیت احزاب در ایران و در قالب پروسه ای آسیب شناسانه می توان عدم تجربه اندوزی را از جمله مشکلات اصلی سیاست در کشور دانست . شاید حتی بتوان گفت که مشکل ما صرفا عدم وجود فرهنگ تجربه آموزی از عرصه سیاست نیست بلکه در برخی از مواقع ما با فرهنگ مقاومت در برابر تجربه اندوزی سیاسی نیز مواجه هستیم.
    موارد ذیل را می توان جزو عناصر اصلی تجربه آموزی در عرصه سیاست و تحزب حرفه ای دانست:

    ✔ تصحیح و تعدیل رفتار بر اساس بازخوردها و ارزشیابی های لحظه ای از جمله نشانه های مهم رفتار سیاسی تجربه اندوز است. از این روی لازم است تا احزاب تجربه اندوز برنامه کاری و گردش کاری مشخصی بر ای بازبینی و رصد انعکاس رفتارهای خود در جامعه داشته باشند.

    ✔ *سیاست عرصه “ارزشیابی” و ” شناخت نسبت ها” است*

    حوزه فعالیت حزبی همواره ما با “همراهی ” و “واگرایی” عمومی مواجه دستیابی به توازنی معقول میان نظرداشت به رویکردهای پرنوسان عمومی از یک سوی و حفظ اصول شکل دهنده به یک حزب سیاسی از سوی دیگر از جمله پر مخاطره ترین فعالیت هایی است که میزان موفقیت احزاب را در فرایند انباشت تجربه نشان می دهد.

    ✔ *فعالیت حزبی و حوزه سیاست ورزی عرصه ای مجاز برای “اشتباهات بزرگ” نیست*

    در عرصه سیاست ورزی ، تشکل ها با “محدودیت در خطا” مواجه اند. به به عبارت دیگر سیاست مدار حرفه ای فرصت “تکرار خطا” و آزمودن اشتباه را ندارد. زیرا اشتباهات سیاسی،‌ بنا بر اقتضای رفتار سیاسی ، بشکل گسترده باز تکثیر شده و به عرصه ها و حوزه های مختلف سرایت می کند. برای مصون ماندن از خطر تکرار اشتباه لازم است تا مکانیزم های قابل اعتماد و اتکای “بازخوردسنجی” و “نظر سنجی علمی” فراهم آید و حاصل مواضع و مواقع سیاسی اعضای حزب و سیاستمداران وابسته و برجسته به شیوه ای دقیق و با کمترین احتمال خطا به آنان گوشزد شود. مکانیزم هایی نظیر “بنگاه های نظر سنجی روزانه و پیوسته” چنین رهاوردی را میسر می سازند.آن چه در بالا آمد تلاشی بود برای طرح مفهوم حزب به مثابه عرصه فعالیت حرفه ای سیاسی در چارچوب رویکردی علمی و تجربه ای.

    فعالیت حزبی در ایران مختصات و وجوه منحصر به فردی دارد. از یک سوی، متاثر از فرهنگ سیاسی ایرانی است و کمتر کار جمعی و تشکیلاتی را بر می تابد و می خواهد هر چه زود و بدون پرداخت هزینه به نتیجه دلخواه برسد کما اینکه در هر انتخاباتی احزاب دولت ساخته با نیروهای امدادی و امکانات عمومی به پیروزی های ناپلئونی می رسند از سوی دیگر، بنا بر موقعیت ها و مقتضیات به روز شونده عصر حاضر، به مکانیزم هایی نظیر حزب و تشکل سیاسی مجهز می شوند

    با مدد جستن از یک مثال ساده می توان شرایط فعالیت احزاب دولت ساخته در ایران را به وضعیت رانندگی خودرو در اهواز و تهران تشبیه کرد . ما از خودروها برای تردد و حمل و نقل استفاده م ولی فرهنگ بهره گیری صحیح از این ابزار روزآمد را در اختیار نداریم. حاصل آن شده است که خودروها در بسیاری از مواقع از ارایه کارویژه های مورد نظر باز می مانند و خود به مشکلی در زندگی عمومی ما در کلانشهرها تبدیل می شوند.  احزابی مانند کارگزاران و اعتدال و توسعه نیز این خصوصیت را دارند.

    بهره گیری صحیح و منطقی از حزب تابعی از حرفه ای شدن فرهنگ فعالیت حزبی است. این حرفه ای شدن اقتضائات خود را دارد و با توجه به جایگاه فرد در حاکمیت و ویژگی های شخصی و رویکردهای مقعطی شکل نمی گیرد.

    در واقع کار حرفه ای حزبی و تشکیلاتی زمانی محقق می شود که احزاب توجه خود را به دو عنصر اصلی سیاست علمی و سیاست تجربه گرا معطوف دارند ، امری که احزاب دولت ساخته همچون اعتدال و توسعه از آن گریزان هستند

    با این مقدمه و پس از بیان شاخص های مهم کارکرد حزبی بخوبی می توان به ارزیابی و بررسی نقش مخرب احزاب دولت ساخته با کارکرد باندولی و در پیوند همیشگی با “نهاد قدرت” پرداخت

    اگر کسانی مدعی “برنامه محور” بودن حزب اعتدال و توسعه هستند ، ماموریت ناموفق محمد باقر نوبخت در سازمان برنامه و بودجه و شکست راهبردهای فشل او در این نهاد بالادستی دولت مصداق گویایی برای برنامه گریزی و فقدان دو عنصر اصلی سیاست ورزی یک عقلانیت و دانش محوری در متن کارکرد این حزب می باشد که جایی جهت توجیه و دفاع باقی نمی گذارد.

    فقر گفتمانی و نداشتن دورنمای مشخص برای کار حزبی و اولویت بخشی به تاکتیک “ائتلافی” و “جبهه ای” در راستای حفظ “منفعت ها” ، “مصلحت ها” و “موقعیت ها” و تقسیم “غنیمت ها” از ضعف های اساسی این تشکیلات گره خورده به بدنه دولت است . این مساله حزب اعتدال و توسعه را به پناهگاه ورشکستگان و رانده شدگان دو بلوک سیاست ایران یا همان “حزب باد ” مبدل ساخته است به همین دلیل اعضای آن در نبود “هویت سیاسی” در فاصله فراخ میان دو گفتمان غالب هروله می کنند تا عیش و معیشت خود را به “نرخ روز” تضمین کنند

    بطور نمونه متصدی واحد عشایر و ایلات حزب که روزگاری در دامان مشایی خزیده بود و در میدان آرژانتین “رانت نذری” توزیع می کرد امروز “برات اصلاح طلبی و اعتدال” به نرخ بازار بورس صادر می کند

    ایفای نقش بنگاه مبادله رانت و سهام و دلالی سیاسی و اقتصادی در بدنه دولت و مدیریت استان ها در قبال پرداخت حق السهم بویژه در اجرای پروژه های عمرانی و اقتصادی همچون طرح های فولاد ، نفت ، نیشکر ، آب نیرو و مناطق آزاد ، کارکرد دیگری است شورای مرکزی حزب برای تضمین بقای این دکه سیاسی به سین فعالیت های خود افزوده که این امر علاوه بر گسترش مفاسد اقتصادی در بدنه دولت حوزه سیاست را بشدت آلوده به رانت کرده است. هیچ کس نمی تواند منکر دلالی سیاسی و اقتصادی نوبخت ، بانک ، ترکان و محمود واعظی در راهروهای منتهی دولت و مجلس بشود و امروز آنچه بر سر استان ها و کشور فرود می آید ریشه در تصمیمات و کارکرد غلط چهار ضلع مربع فوق الاشاره می باشد

    ✍ *نعیم حمیدی*

    جمعه ۱۱ آبان ۹۷

    برچسب ها :

    نظرات