سایت خبری – تحلیلی باران
  • کد خبر : 12144
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۶ آذر, ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۶
  •   

    *کلبی مسلکان سیاسی در عصر کنونی*/محمد امیر

    *کلبی مسلکان سیاسی در عصر کنونی* نحوه زندگی کردن در جهان مدرنیت از نگاه وبر انسان را در قفس بی هویت رهواره دیوانسالارنه زندانی می سازد که بندهای عقلانیت روز به روز تنگتر می شوند از نظر وبر ،تجربه روزانه رنگ و بو و خودجوشی اش را در مدرنیت حفظ میکند ولی تنها در پیرامون […]

    *کلبی مسلکان سیاسی در عصر کنونی*

    نحوه زندگی کردن در جهان مدرنیت از نگاه وبر انسان را در قفس بی هویت رهواره دیوانسالارنه زندانی می سازد که بندهای عقلانیت روز به روز تنگتر می شوند
    از نظر وبر ،تجربه روزانه رنگ و بو و خودجوشی اش را در مدرنیت حفظ میکند ولی تنها در پیرامون قفس پولادین عقلانیت دیوانسالارانه
    انتونی گیدنز میگوید در مدرنیت خیلی از پدیده ها جدید هستند و عملا جارا گم می کنند.
    IMG-20181127-WA0019
    در تعریف باید گفت که ، کلبی مسلکی سیاسی نوعی انفعال و بی تفاوتی سیاسی است که ناشی از سوءظن مطلق به خود و دیگران است و درست در نقطه مقابل مشارکت و رقابت سرزندگی سیاسی قرار دارد که از دو مقوله تشکیل شده است؛ که *مقوله اول به بی اعتمادی سیاسی اشاره دارد.*
    اگر شهروند نسب به کارگزاران حکومتی سوظن پیدا کنند و سازوکار سیاسی را نمایشی و ظاهرسازی بدانند و یا اگر دنیای سیاست را دنیای کثیف و پراز خدعه و نیرنگ ونفاق و دورویی بدانند طبعا مردم نه تنها هیچ رغبتی برای مشارکت سیاسی نخواهند داشت بلکه سیاسیون را افرادی درغگو که هرگز به وعده‌های خود عمل نمیکنند میپندارند
    بدیهی ست در چنین شرایطی، کلبی مسلکی سیاسی؛ جامعه را گرفتار عارضه ای بنام افسردگی سیاسی می کند بطوریکه روزبنام میگوید: اعتماد سیاسی حالتی ذهنی است که فرد برمبنای آن احساس تعاون و مدارا در امر همکاری با دیگران در حیات مدنی خود می نماید.

    *مقوله دوم که باید مورد بررسی قرار گیرد، فقدان اعتماد به نفس است.*
    در جامعه ای که مبتلا به بیماری افسردگی سیاسی ست ؛ عناصر ضعیف النفس به توانایی‌های خود باور نداشته وهمین ناتوانی را نزد خود توجیه می کنند. مثلا میگویند سیاست بقدری بغرنج است که امثال ما نمیتوانیم در آن تاثیر مثبتی داشته باشیم، یا چه کاری از دست ما در مقابل این همه پارتی بازی و لابی گری و قوم گرایی که در دولت اتفاق می افتد، جز تسلیم چاره ای نداریم ،چه کسی به حرف امثال ما گوش می دهد، همه آنها دستشان توی یک کاسه ست، و شاید دولت بعدی یا مجلس بعدی یا شورای بعدی تغییر ایجاد بشود ،اصلا با یکی میبندیم دستمان را بگیرد و…

    اگر دگر باوری سیاسی و خودباوری سیاسی از جامعه رخت بربندد جامعه به کلبی مسلکی سیاسی گرفتار شده است و این مسئله از نگاه آسیب شناسانه خطرناک ترین وضعیت برای یک جامعه است چون مشارکت سیاسی به حداقل می رسد و درچنین جامعه ای شهروندان به دوگروه تقسیم می شوند که یک گروه مطالبات خود را به صورت پرخاش و اعتراض بیان می کنند وگروخ دیگر از دولت اطاعت کورکورانه میکنند.
    و این اتفاق یست که متاسفانه در دهه اخیر در استان و حتی در شهرستانی که دران زندگی می کنیم مشهود است که اگر دولتمردان به بلوغ سیاسی نرسند و پاسخگوی مطالبات به حق مردم نباشند در آینده با ناکامی های فراوانی مواجه خواهند شد


    نظرات