سایت خبری – تحلیلی باران
  • کد خبر : 12743
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۶ اردیبهشت, ۱۳۹۸ - ۲۲:۴۵
  •   

    🔵بانویی که شادی را هدیه کرد

    *🔵بانویی که شادی را هدیه کرد* این روزها امیدوار بودن و شاد بودن کار سختی است. اما سختر از آن امید دادن و شاد کردن دیگران است. امیدوار کردن و شاد کردن در این شرایط وانفسا چگونه امکان دارد ، مگر آنکه خود فرد منبع امید ، شادی و فداکاری باشد. این روزها برایم سخت […]

    *🔵بانویی که شادی را هدیه کرد*

    این روزها امیدوار بودن و شاد بودن کار سختی است. اما سختر از آن امید دادن و شاد کردن دیگران است. امیدوار کردن و شاد کردن در این شرایط وانفسا چگونه امکان دارد ، مگر آنکه خود فرد منبع امید ، شادی و فداکاری باشد. این روزها برایم سخت بود که باور کنم می شود، امید داد و لبخند را بر لبان دیگران کاشت.
    اما وقتی آن دختر کوچک از مدرسه چم العبید را دیدم که چگونه از دیدن کارهای شعبده باز خوشحالی میکرد ، باورم شد که حتی در این شرایط می توان امید بخشید.
    من به همراه دوست گرامیم مهندس رمضانی و خانم ها محمد پور و قشنی کمی دیر رسیدیم ، گروه هنری زیتون برنامه جشن را شروع کرده بودند. گروه هنری زیتون سنگ تمام گذاشت. سرودهای شاد ، تاتر ، بچه ها را به وجد اورد.
    برنامه جشن توسط بانوی همیشه فعال و نیکوکار خانم نرگس سبزپوری تدارک دیده شده بود. بانویی که از وقتی که او را شناختم ، از خودم سوال میکردم این همه عزم و همت را چگونه بدست اورده است.
    اتفاق جالب انکه خانم سبزپوری جشن تولد خود را با دانش آموزان روستای چم العبید تقسیم کرد. جشن در یکی منازل(مضیف)نزدیک مدرسه برگزار شد و منزلشان را در اختیار مدرسه و برگزار کنندگان گذاشتند و چه انسانهای پر محبتی بودند. خانم سبزپوری بانی برنامه بود. برنامه در روستای چم العبید اجرا شد ، روستایی که بلای سیل بر محرومیتش افزوده است. مشاور فرهنگی و هنری استاندار جناب رضا کیانی نیز حضور داشتند. جمعی از پرسنل گروه ملی نهایت همکاری را انجام دادند. جشن با تلاوت قرآن مجید و سرود ملی اغاز شد، با شعبده بازی یک هنرمند ادامه یافت ،پس از آن نمایشی توسط گروه هنری اجرا شد که همه را خنداند، بانو سبزپوری جوایزی را تدارک دیده بود، که به رسم یادگار به دانش اموزان اهدا شد. پس پایان برنامه به مدرسه چم العبید رفتیم. چه مدرسه محرومی بود. مدیر مدرسه و معاون وی از وضعیت گفتند ، از محرومیت ها ، از کمبودها ، از تلاش ها ، از پیگیریها
    اما انچه که مشهود بود ، محرومیت و کمبودهای بسیار مدرسه بود ، در جلسه یکی از خیرین ، تهیه سه دستگاه کولر را تقبل نمود. مشاور فرهنگی استاندار قول پیگیری را داد.
    پس جلسه و طبق عادت که خانم سبزپوری ، نهال درختی را به مدرسه اهدا نمود.
    چیزی که می خواستم در این گزارش کوتاه بگویم ، ساختن جامعه نیاز به انسانهای دارد ، که ساختن و امید دادن را باور دارند. بانو سبزپوری و تمامی دوستان همراه و آن معلمان به ساختن باور دارند.

    یک شهروند


    نظرات