سایت خبری – تحلیلی باران
  • کد خبر : 12832
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۹ اردیبهشت, ۱۳۹۸ - ۲۱:۳۹
  •   

    بنال ای دل بنال ای نازنین زیبا /شاعر: عارف خصافی

    بنال ای دل بنال ای نازنین زیبا ، بنال از روزگاری سخت و بی حاصل که عمری را بسر کردم جهانی را گذر کردم بدیدم شیر مردی را تهی دست و فلاکت بار. بدیدم دخترک بی بند و بی پروا بدیدم طفل معصومی گرفتار مصیبت های بی وجدان همی گفتم ، همی گویم: اسیر نان […]

    بنال ای دل
    بنال ای نازنین زیبا ،
    بنال از روزگاری سخت و بی حاصل
    که عمری را بسر کردم
    جهانی را گذر کردم

    بدیدم شیر مردی را
    تهی دست و فلاکت بار.
    بدیدم دخترک بی بند و بی پروا
    بدیدم طفل معصومی
    گرفتار مصیبت های بی وجدان

    همی گفتم ، همی گویم:
    اسیر نان می سازد در این دنیا
    که آهویی به زیبایی ، اسیر گرگ می گردد.
    همین است غم
    همین است رنج یک انسان

    کمر را خم کند پالان ،
    غرورت را تهی سازد
    کند سر کنده با یوغی
    کند آشفته و حیران
    امان از دست این دوران

    برای تکه نانی سر به زیر آری
    ز بی مهری ، ز نامردی،
    شرر بر دل بپا داری.

    چه آهی می کشد عاشق

    چه دردی می کشد انسان

    گریزانم از این ظاهر نمایان و تهی فکران
    گریزانم ز نامردان

    خدا داند ، خدا گوید
    شرافت را مهیا دان

    نمی خواهم اسیر ناخلف گردم
    اسیر تشنه ی جاه و گدا باشم
    نمی خواهم به ناحق کاخ ها سازم.
    در آن سویی ببینم دخترک حیران و سرگردان
    ببینم آن یتیمی تشنه و لرزان
    بنال از جور این دنیا
    بنال ای دل
    همین است درد یک انسان

    ۹۸/۲/۲۸
    عارف خصافی

    برچسب ها :

    نظرات