سایت خبری – تحلیلی باران
تازه های سایت
  • در باب منطق بُرد-بُرد / خالد لویمی

  • *🔴وضعیت کارگران بیکاران ناشی از سیل اخیر بنگاههای اقتصادی در جلسه شورای اشتغال ، توسعه و سرمایه گذاری یررسی شد*

  • آغاز دوره ی توانمندسازی کانون های فرهنگی هنری مساجد منطقه آزاد اروند

  • هشدار سعید لیلاز: از جاسوس‌های داخلی و خارجی غافل نشویم چه کسی مسیر نفتکش ایرانی را لو داد؟

  • 🔴نخلی که بنام احمد ثبت شد

  • کانال انتقال آب محیط زیست شادگان افتتاح شد/ تخصیص ۵ مترمکعب آب به تالاب شادگان

  • مدیر تعاون روستایی خوزستان خبر داد: رکورد شکنی خرید گندم در ۱۳ شهر خوزستان

  • ▫روز پرکار نماینده شادگان در پایتخت؛ *🔴ناصری نژاد: فارغ التحصیلان وزارت بهداشت بکارگیری شوند/تکمیل و راه اندازی بیمارستان معرفی زاده ضروریست*

  • ▫به همت دانشگاه پیام نور خوزستان صورت گرفت؛ *🔴دوره وکالت قضاوت و سردفتری آغاز شد*

  • ▫روز پرکار نماینده شادگان در پایتخت؛ *🔴ناصری نژاد: لزوم احداث انبارهای مشارکتی در شادگان/ لایروبی انهار آسیب دیده از سیل/خسارتهای ناشی از سیل جبران شود*

  • پربازدید ترین ها
  • مدیر تعاون روستایی خوزستان خبر داد: رکورد شکنی خرید گندم در ۱۳ شهر خوزستان - 99 بار

  • ▫روز پرکار نماینده شادگان در پایتخت؛ *🔴ناصری نژاد: لزوم احداث انبارهای مشارکتی در شادگان/ لایروبی انهار آسیب دیده از سیل/خسارتهای ناشی از سیل جبران شود* - 28 بار

  • ▫معاون فرماندار دشت آزادگان؛ *🔴فضای سریع و ساده مجازی، پیشرفتهایی را رقم زده است/باید منبر و فرصتهای گفتگوهای چهره به چهره داشته باشیم* - 27 بار

  • بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار دست‌اندرکاران کنگره بزرگداشت ۵۴۰۰ شهید استان کردستان - 26 بار

  • ▫به همت دانشگاه پیام نور خوزستان صورت گرفت؛ *🔴دوره وکالت قضاوت و سردفتری آغاز شد* - 24 بار

  • ▫روز پرکار نماینده شادگان در پایتخت؛ *🔴ناصری نژاد: فارغ التحصیلان وزارت بهداشت بکارگیری شوند/تکمیل و راه اندازی بیمارستان معرفی زاده ضروریست* - 21 بار

  • کانال انتقال آب محیط زیست شادگان افتتاح شد/ تخصیص ۵ مترمکعب آب به تالاب شادگان - 18 بار

  • 🔴نخلی که بنام احمد ثبت شد - 17 بار

  • هشدار سعید لیلاز: از جاسوس‌های داخلی و خارجی غافل نشویم چه کسی مسیر نفتکش ایرانی را لو داد؟ - 8 بار

  • *🔴وضعیت کارگران بیکاران ناشی از سیل اخیر بنگاههای اقتصادی در جلسه شورای اشتغال ، توسعه و سرمایه گذاری یررسی شد* - 7 بار

  • پربحث ترین ها
  • بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار دست‌اندرکاران کنگره بزرگداشت ۵۴۰۰ شهید استان کردستان (۰ نظر)

  • *🔴وضعیت کارگران بیکاران ناشی از سیل اخیر بنگاههای اقتصادی در جلسه شورای اشتغال ، توسعه و سرمایه گذاری یررسی شد* (۰ نظر)

  • آغاز دوره ی توانمندسازی کانون های فرهنگی هنری مساجد منطقه آزاد اروند (۰ نظر)

  • هشدار سعید لیلاز: از جاسوس‌های داخلی و خارجی غافل نشویم چه کسی مسیر نفتکش ایرانی را لو داد؟ (۰ نظر)

  • 🔴نخلی که بنام احمد ثبت شد (۰ نظر)

  • کانال انتقال آب محیط زیست شادگان افتتاح شد/ تخصیص ۵ مترمکعب آب به تالاب شادگان (۰ نظر)

  • مدیر تعاون روستایی خوزستان خبر داد: رکورد شکنی خرید گندم در ۱۳ شهر خوزستان (۰ نظر)

  • ▫روز پرکار نماینده شادگان در پایتخت؛ *🔴ناصری نژاد: فارغ التحصیلان وزارت بهداشت بکارگیری شوند/تکمیل و راه اندازی بیمارستان معرفی زاده ضروریست* (۰ نظر)

  • ▫به همت دانشگاه پیام نور خوزستان صورت گرفت؛ *🔴دوره وکالت قضاوت و سردفتری آغاز شد* (۰ نظر)

  • ▫روز پرکار نماینده شادگان در پایتخت؛ *🔴ناصری نژاد: لزوم احداث انبارهای مشارکتی در شادگان/ لایروبی انهار آسیب دیده از سیل/خسارتهای ناشی از سیل جبران شود* (۰ نظر)

  • کد خبر : 12884
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۲ خرداد, ۱۳۹۸ - ۱۹:۱۵
  •   

    شب های رمضان(۵) /حمزه سلمان پور

    شب های رمضان(۵) حمزه سلمان پور در کنار روستا، پشت عباره جنوبی، “مسطاح”(زمین سفت و مسطح) بزرگی برای بر پایی “مَحَلّه”(محوطه برپایی خرمن) وجود دارد. فرحان و خانواده اش، دروی محصول را تمام کرده اند آنها شروع به انتقال آن از سرِ زمین به محلّه می کنند. هر بروال را درون”بَنّه”(کیسه ای بزرگ بافته شده […]

    شب های رمضان(۵)

    حمزه سلمان پور

    در کنار روستا، پشت عباره جنوبی، “مسطاح”(زمین سفت و مسطح) بزرگی برای بر پایی “مَحَلّه”(محوطه برپایی خرمن) وجود دارد.
    فرحان و خانواده اش، دروی محصول را تمام کرده اند آنها شروع به انتقال آن از سرِ زمین به محلّه می کنند. هر بروال را درون”بَنّه”(کیسه ای بزرگ بافته شده از طناب پنبه ای یا کنفی به صورت توری با روزنه هایی به اندازه یک تا دو وجب) می ریزند، بَنّه ها را روی الاغ ها می گذارند و به محلّه می برند. این بارها که روی هم تلنبار شوند “بیدر” درست می شود.
    “بیادر” یکی پس از دیگری در محله، نزدیک به هم، سر بر می آورند.
    شب های قدر، برنامه ی گعده های شبانه تغییر می کند. ملاشایع روی یک صندلی چوبی که با جاجیم چهارخانه پوشانده شده می نشیند و برای حضار روزه می خواند. از فضایل حضرت علی می گوید و شرح شهادت آن حضرت را با صدای خش دار و لحن غم انگیزش می خواند او هر سال این مطالب را تکرار می کند و روستاییان در پای منبر او گریه می کنند.
    روز بیست و یکم رمضان، مردم روستا بعد از ظهر در منزل حاج فالح، پدر ناصر جمع می شوند و چند گوسفند قربانی می کنند. مردان در مضیف بزرگ، پای منبر ملاشایع می نشینند و زنان در خانه ی حاج فالح غذا را برای افطار آماده می کنند. هر خانواده به مقتضای وضع خود مقداری برنج یا گوسفندی اهدا می کند.
    بعد از مراسم، حاج فالح خطاب به جمع حاضر در حیاط بزرگ مضیف می گوید چند روز دیگر عید است و برخی خانواده ها هنوز دروی محصول را تمام نکرده اند بنابراین به رسم هر سال، از فردا همگی به کمک آنها می رویم.
    صبح روز بعد تعداد زیادی از مردان و زنان گوسانی به دست، در ربضه جمع می‌شوند. حاج فالح به درخواست پسرش ناصر اعلام می‌کند که ابتدا به مزرعه ی زایر علی بروند. همگی پای پیاده راه می افتند.
    مردان جلوتر و زنان پشت سر آنها راه می روند. شاکر، “مُطبَگ” دست ساز خود را از جیب دشداشه اش بیرون می آورد و شروع به نواختن آهنگ “چوبیه می کند. او مطبگ را از چهار قطعه نی درست کرده است. پسران از فرحان می خواهند برایشان چوبیه بخواند.
    فرحان در حالی که یک دستش را بالا گرفته شروع می کند به خواندن ترانه ی هوسه مانندی به نام هلهوله:

    لو هلهلتن لوهلهلتن

    لو هلهلتن و انخیتنه
    واعلی السنبـل ذبیتنه

    لو هلهلتی یم ثوب الجَز
    و احنا اخوانچ یل ما نِهتَز

    لو هلهلتن لو هلهلتن…

    در این لحظه زنان و دختران “هلهوله”(کِل) سر می دهند، گوسانی را به گردن آویزان کرده و همگی با ریتم چوبیه شروع به کف زدن می کنند.
    تعدادی از پسران در حال راه رفتن، گوسانی ها را در هوا می چرخانند، می رقصند و شادی می کنند.

    فرحان ادامه می دهد:

    لو هلهلتی یا بت عمی
    وانا افدیلچ روحی ودمی

    لو هلهلتی یم عصّابه
    واحنا اخوانچ راس اطلابه

    لو هلهلتی یم ترچیه
    اهدیلچ بیت و برحیّه…

    موجی از شور و نشاط و شادی فرحان را در بر گرفته است او هم از شادی همراهان شاد است و هم به خاطر اینکه در حال رفتن پیش جمیله است.

    زمین زایر علی فاصله ی زیادی با روستا ندارد. جمیله در کنار پدر، مادر و دو برادرش مشغول درو است. ذهن او لحظه ای از یاد فرحان غافل نمی شود در حال مرور خاطره ی چند شب پیش بود که صدای هلهله و یزله او را به خود آورد. سرش را بلند می کند و چشمش به جمعیتی که به طرف آنها می آید می افتد. فرحان را جلوتر از همه می بیند، اشک شوق و شادی در چشمانش حلقه می زند. پدرش را صدا می کند و با اشاره دست جمعیت را به او نشان می دهد.
    آنها می دانستند قرار است اهل روستا برای کمک بیایند ولی فکر نمی کردند امروز نوبت آنها باشد.
    جمیله همانطور که ایستاده است از دور به فرحان نگاه می کند. اصلاً نمی تواند هیچ کاری بکند حتی نمی تواند به جای دیگری نگاه کند. تا فرحان از او فاصله داشت می خواست خوب نگاهش کند چون وقتی نزدیک شود نمی تواند به او چشم بدوزد.
    فرحان هم از دور جمیله را تماشا می کند. جمعیت با وارد شدن به مزرعه زایر علی از سر و صدا می افتد، مردان با زایر علی و پسرانش دست می دهند و زنان با جمیله و مادرش خوش و بش می کنند.
    فرحان به طرف جمیله می رود بر هیچ کس پوشیده نیست که جمیله “مخطوبه” ی فرحان است اما در روستا رسم نیست که “خطیب” با مخطوبه اش ارتباطی حتی در حد حرف زدن در جمع هم داشته باشد. اما فرحان نمی تواند بیشتر از این مقاومت کند قدم هایش را آرام بر می دارد، با هر قدم تپش قلبش تندتر می شود صداهای اطرافیان را به صورت همهمه ای مبهم می شنود. چشمانش روی جمیله قفل شده اند. چند لحظه بعد در عین ناباوری رو در روی جمیله ایستاده است. به او سلام می کند و حالش را می پرسد جمیله در حالی که نگاهش را به زمین دوخته، با صدایی آهسته جواب سلام فرحان را می دهد یک لحظه به چشمان فرحان نگاه می کند، صورتش از هیجان و خجالت سرخ شده است، لبخندی میزند و به سمت مادرش می رود.
    حاج فالح زنان و مردان را به دو گروه تقسیم می کند و همگی شروع به دروی گندم می کنند.
    بیش از ۱۵۰ نفر کل گندمزار زایر علی را در نصف روز درو می کنند…

    ادامه دارد


    نظرات