سایت خبری – تحلیلی باران
  • کد خبر : 13293
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۷ مرداد, ۱۳۹۸ - ۰۳:۱۰
  •   

    از این ستون به اون ستون/ سید نشعان آلبوشوکه

    *از این ستون به اون ستون* اینروزها حجم مقالات عرضه شده در فضای مجازی بحدی رشد کرده که طرف باخودش میگه لابد جهشی فرهنگی تومایه های رنسانس تو این مملکت اتفاق افتاده، ولی وقتی به محتوای مقالات نگاهی بیاندازیم تازه متوجه میشویم که وای گرفتار چه مصیبتی شده ایم، طرف امروز فلان مسئول را به […]

    *از این ستون به اون ستون*


    اینروزها حجم مقالات عرضه شده در فضای مجازی بحدی رشد کرده که طرف باخودش میگه لابد جهشی فرهنگی تومایه های رنسانس تو این مملکت اتفاق افتاده، ولی وقتی به محتوای مقالات نگاهی بیاندازیم تازه متوجه میشویم که وای گرفتار چه مصیبتی شده ایم، طرف امروز فلان مسئول را به عرش اعلا میرساند، فردا اورا به حضیض میکشاند!! چرا؟ خدا میداند.

    ماشاالله، نویسنده هم اینقدر زیاد شده که اگر همینطور پیش برویم ناچار میشویم تعدادی از انهارا به کشورهای کم برخوردار صادر کنیم، بیچاره عماد افروغ و زیبا کلام، از بس حجم مقالات نویسندگان جوان ونیمه جوان و ناجوان زیاد شده که شنیده شده یواشکی مقاله ای را مینویسند و بعد عیال و بچه ها و خاله وعمه رو جمع میکنند وبا ترس ولرز مقاله های خودشان را برای بستگان فوق الذکر میخوانند، درحالیکه سر همه افراد خانواده ی مذکور در گوشی ها فرو رفته ومشغول خواندن اخرین مقاله سیدنشعان و مهدی فتلاوی هستند وتو دلشان به ریش زیبا کلام وعماد افروغ میخندند.
    خلاصه نویسندگان مجازی، این روزها بامحتوا وبی محتوا، چشم باز ویا با چشمهای بسته انواع مقالات وداستانها را در حوزه های مختلف ادبیات رئال و سورئال، اجتماعی، هنری و سیاسی را به رشته تحریر در می اورند و ماشاالله مخزون ادبی ونوشتاری ما در این فضای مه الود چنان پر شده، که عن قریب منفجر خواهد شد، کسی هم جرأت انتقاد ندارد! چون اگر کوچکترین نقدی از نوشته ای بکند نویسندگان چیره دست منتقد بدبخت را با انواع افاضات زیر هجده سال مورد لطف و عنایت قرار میدهند.
    طرف تا دیروز کتانباف را از صادق امان خان (شهردار لندن) یک سرو گردن بالاتر میدانست، امروز شاعری شهردار جایگزین کتانباف را تنها شهرداری میداند که توانایی حل معضلات بیشمار شهر اهواز را دارد!!! چرا؟ چون بقول خودش شاعری یکی از شهرداران مناطق که در اصل یک مدیر مدرسه که حتی در مدیریت ان مدرسه ناموفق بوده و الان چند سالی شهردار منطقه ای بزرگ در اهواز است را از سمت خود برکنار کرده!! انگار که تو این مملکت همه مدیران ما تخصص مرتبط با حوزه مدیریتی خود دارند، وبعد هم خود نویسنده بجای شاعری اعلام میکند که بزودی شاعری مدیران بیشتری را عزل خواهد کرد ( انگار به ایشان الهام شده! ).
    انطرف هم نویسنده چیره دستی استاندار خوزستان دکترشریعتی را بزرگترین ودانا ترین وعادل ترین (حتی خواستار ثبت ایشان در گینس شده) استاندار تاریخ خوزستان میداند و بر سرو سینه میزند که خدایا چرا ما این همه مدت از وجود چنین استانداری محروم بودیم، خلاصه اینقدر از مناقب استاندار محترم میگوید که حتی حسن روحانی رییس جمهور هم باورش میشود وکلی به به وچه چه نثار استاندار خودش میکند!!…. و بازهم همین نویسنده چند روز بعد، همین استاندار را بزرگترین عامل تبعیض در استان میداند و همه انتصابات ایشان جهت دار ( بسمت وسوی بهبهان) است و چنان جو گیر میشود که گریبان میدرد وموی پریشان میکند که این استاندار استان را به لبه ی پرتگاه کشانده وچیزی نمانده همگی باهم دور از جون برویم ته دره نیستی و فلاکت و بدبختی…!

    حکایت شورای شهر که دیگر از همه باحالتر است، با اینکه خودشان به دو گروه تقسیم شده اند و به هم دیگر اتهامات جور واجور میزنند نویسنده محترم انها را به پنج گروه وگاهی ۱۳ گروه تقسیم میکند و هر روز یکی را سردار شهرندگی مینامد(سردار شهرندگی ملخص سردار شهر سازی) وفردا همان سردار را سرباز بله قربان گوی نفس اماره خود مینامد…. خوب تو این شلم شوربا ایا حق را به مهدی فتلاوی نمیدهید که دل به کوه و بیابان بزند و نی در بقچه اندازد و با بزهای نجدی خود اهنگ های شور بختی خود و دوستان بدبخت تر از خود را بنوازد.

    *سیدنشعان البوشوکه*


    نظرات