سایت خبری – تحلیلی باران
  • کد خبر : 13382
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۳ مهر, ۱۳۹۸ - ۰۳:۱۰
  •   

    تکریم معلم یگانه راه تعالی نظام آموزشی/ محمد امیر

    *تکریم معلم یگانه راه تعالی نظام آموزشی* *مقام معظم رهبری :امروز همه باید تکریم به معلمان را، در فضاى فرهنگى جامعه و در ذهن مردم بیش از پیش تشدید کنند.* برای رویارویی با چالش های اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و علمی بستری مناسب تر از نظام آموزش و پرورش نمی توان یافت ؛ به […]

    *تکریم معلم یگانه راه تعالی نظام آموزشی*


    *مقام معظم رهبری :امروز همه باید تکریم به معلمان را، در فضاى فرهنگى جامعه و در ذهن مردم بیش از پیش تشدید کنند.*
    برای رویارویی با چالش های اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و علمی بستری مناسب تر از نظام آموزش و پرورش نمی توان یافت ؛ به بیان دیگر مناسبترین تریبون برای تربیت نسل ها و عبور از چالش های مذکور در اختیار عوامل آموزش و پرورش می باشد . افراد در بهترین شرایط سنی برای یادگیری وارد مدارس می شوند ؛
    معلم کارگزار و عامل اصلی آموزش و پرورش در مدارس می باشد ؛ معلم واسط مابین نظام آموزشی و قشر نوجوان و جوان جامعه است ؛
    پر واضح است که انجام برنامه ریزی های آموزشی و تربیتی بدون معلمان با انگیزه غیر ممکن است و برنامه ریزی ها در حد کلام و نظری باقی می مانند ؛
    تعامل معلمان با دانش آموزان و مواجه چهره به چهره به عنوان دو قطب اصلی نظام آموزشی این فرصت طلایی را به معلمان می دهد که در اختیار هیچ یک از عوامل آموزش و پرورش نمی دهد ؛
    نگه داشتن کرامت معلم و مهم شمردن آن به عنوان عامل اصلی نظام آموزشی در جامعه همراه با حفظ شاءن و منزلت اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی او باعث پدیدار شدن پیشرفت های شگرف در زمینه های مختلف می شود ؛
    اما در عمل معلمان شاهد کمبودهای زیادی در حیطه اجرایی هستند که باعث می شود برای ترمیم نیازهای روز مره و رفع کمبودها رو به شغل دوم بیاورند ؛
    این اتفاق در حقیقت در جهت جبران درآمدهای غیر واقعی و پایین کارکنان آموزشی نسبت به شرایط اقتصادی کشور و بازتابی از ناتوانی نظام آموزش و پرورش در تامین درامد مکفی برای کارکنان است ؛
    اتخاذ شغل دوم توسط معلم باعث ایجاد پیامدها و نتایج منفی ناخواسته می شود که نقش نهادین و نمادین آنها را محیط خانواده و مدارس را به طور جدی به خطر می اندازد ؛ از این پیامدها می توان به موارد زیر اشاره کرد :

    *۱ _تعارض یا تضاد نقش ها*

    جوامع هر چه دارای ساخت پیچیده تری باشند, پدیده تعدد نقش‌ها بیشتر مشاهده می‌گردد . نتیجه تعدد نقش‌ها , پدیده دیگری است که اصطلاحاً آنرا تضاد , یا ستیز یا برخورد یا تعارض نقش ها گویند, تضاد نقش ها بدین معناست که در نتیجه تعدد نقش‌ها بین برخی از نقش های اجتماعی فرد پا نقش های دیگر وی تضاد در می‌گیرد ,بعضی از نقش ها با نقش‌ها یکدیگر فرد سازگار نبوده و در مواردی نیز حتی یک نقش واحد ممکن است به تنهایی بقیه نقش های فرد را تحت الشعاع قرار دهد. بعنوان مثال ممکن است یک فرد , بدلیل اشتغالات فراوانی که دارد, ممکن است قادر به ایفای سایر نقش های اجتماعی خود بطور کامل نباشد و نقش پدری را به نحوی احسن انجام ندهد.
    در این حالت فرد به دلزدگی یا بی تفاوتی نقشی می رسد ؛
    در دلزدگی نقشى یک فرد اولویت چندانى برای برخی نقش های خود ندارد . شخص به جاى آنکه نقش خود را با جان و دل انجام دهد، تنها براى آنکه ناچار و ملزم به ایفاء آن است، آن نقش را بازى مى‌کند. اجراء یک چنین نقشى غالباً با فشارهاى روانى همراه است.

    *۲ _افت کیفیت تحصیلی :*

    گرایش معلمان به انتخاب شغل دوم ، سبب به وجود آمدن خستگی روحی و جسمی و آشفتگی در کار آنها می شود.
    بسیاری از خشونت‌ها و برخوردهای سخت که از سوی معلمان انجام می‌گیرد به علت فشار کاری خستگی مفرط و پرداختن به شغل دوم است به دلیل خستگی، اضطراب و نگرانی ازتاب‌آوری معلمان کاسته شده است و نگاه مکانیکی به  آن‌ها و نگاه طلبکارانه برخی اولیا که به چشم یک فرد مزد بگیر به معلم نگاه می‌کنند جایگاه این سمت متزلزل کرده است.
    درگیر بودن معلمان در چند جبهه فرصت و توان مطالعه و به روز آوری را ازآنها می گیرد ؛ این امر باعث بروز چالش هایی بزرگ در کنترل کلاس ( کلاس داری ) برای آنها می شود .
     بند سوم اصل چهل و سوم قانون اساسی در این زمینه مقرر می دارد: برنامه اقتصادی کشور باید به گونه ای باشد که فرد علاوه بر تلاش شغلی، فرصت و توان کافی برای خودسازی معنوی، سیاسی و اجتماعی و شرکت فعال در رهبری کشور و افزایش مهارت و ابتکار داشته باشد.

    *۳ _تضعیف روابط خویشاوندی و سرزنش شدن :*

    دو شغله بودن معلمان روابط خویشاوندی و خانوادگی را سست و کم رنگ می کند ؛ نقش نهادین و نمادین آنها را در محیط خانواده را متزلزل می کند؛
    کاهش نظام ارزشی به دلیل تضاد نقشی باعث فرسایش روانی برای آنها می شود؛
    اکثر قریب به اتفاق معلمان اگر چه در آغاز با علاقه شغل معلمی را اختیار می کنند اما پس از چندی به دلیل کمی حقوق و امکانات رفاهی و احساس بی عدالتی در محیط کار سطح زندگی خود را نامطلوب یافته و اعتبار و منزلت اجتماعی خود را در خطر دیده اند و در نهایت اغلب از سوی خویشاوندان نسبت به این اختیار سرزنش و ملامت می شوند .

    *✍ محمد امیر*


    نظرات