سایت خبری – تحلیلی باران
  • کد خبر : 13385
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۴ مهر, ۱۳۹۸ - ۰۴:۰۳
  •   

    🔶 در باب متن و حاشیه (نگاهى به فیلم “کلمنى شکراً”)/خالد لویمی

    🔶 در باب متن و حاشیه (نگاهى به فیلم “کلمنى شکراً”) خالد لویمى به حاشیه رانده شده ها هم حق حیات عزت مندانه دارند آنها نیز، آرزوها و تمنیاتی دارند و بمانند دیگران خیالات و بلند پروازیی ها یی در سر می پرورانند که سر شوقشان می آورد و امید شان به زندگى را افزون […]

    🔶 در باب متن و حاشیه (نگاهى به فیلم “کلمنى شکراً”)

    خالد لویمى

    به حاشیه رانده شده ها هم حق حیات عزت مندانه دارند آنها نیز، آرزوها و تمنیاتی دارند و بمانند دیگران خیالات و بلند پروازیی ها یی در سر می پرورانند که سر شوقشان می آورد و امید شان به زندگى را افزون مى سازد اما این رانده شده ها ،دست و بالشان خالیست و با فقر و فلاکت همزیستند و برای اندک مسرتی ،بناچار از جسم و جان و روانشان هزینه می کنند مثل انسانهای فیلم «کلمنی شکراً» که کودکانش هر کاری می کنند بغیر از درس خواندن و دلخوشی شان تشبه به پدرانی است که مانند آنان بزرگ شده اند ، دختران محله نیز، به دلبربایی های دنیای مجازی مشغولند و بشکلی ، نمودی هستند از یافته های جامعه شناختی که در بدو ظهور تکنولوژی ارتباطی ،این طبقه دارا بود که بعنوان کالایی لوکس و متمایز کننده ،با آن ،تشخص مى یافتند اما با عمومیت یافتن تکنولوژی ارتباطی ، این طبقه ضعیف جامعه بود که در فضای مجازی سکونت اختیار کرد و آرزوهای بر آورد نشده اش را در آن جستجو کرد در حالی که طبقه دارا ، توانمندانه ،خواسته هایش را در عالم واقع محقق می کند . جزء دیگر این ساخت اجتماعی حاشیه ای ،بزرگسالانی هستند که در این فضا کودکی کرده اند و بزرگ شده اند؛ ابراهیم توشکای این فیلم ،نماینده بارزشان می باشد که قهرمانی نایافتنی اش در دنیای واقعی را بر پرده سینما جستجو می کند اما سینما و دنیای تصنعی اش نیز ،محاسبات خاص خود را دارد و ابراهیم توشکا ،فقط می تواند در حد و قواره نقش های دست چندم و حاشیه ای جایی پیدا کند امثال او، به در حاشیه ماندن محکومند حتی تحایل افرادی مانند «عرابی»که سعی می کند با ریاکاری ،وجهه ظاهر الصلاحی برای خود دست و پا کند ، او را از عواقب زیست در این جمع رانده شده ،مصون نمی کند و پسرش ،قربانی این جامعه بهم ریخته می شود . این فیلم روایتگر واقعیت تلخیست اینکه از رانده شدن و به حاشیه رفتن فرد و یا بخشی از جامعه ، همه متضرر می شوند و این به حاشیه رفته ها را نمی توان بحال خودشان رها کرد چرا که هم به خود و هم به دیگران آسیب می زنند می بایست آنها را به متن آورد و بهمان گونه که سود و ضرر وجودى طبقات متن نشین، به کل جامعه تسرى دارد، منطق حکم مى کند وضعیت وجودى حاشیه نشین ها نیز به رسمیت شناخته شود و براى متنى غیر متمرکز تلاش کرد بدین گونه است که همگان، وجودى غیر مزاحم نسبت به هم خواهند داشت اما آیا این منطق با قرائت تاریخى از نظام‌هاى اجتماعى و خلق و خوى امروزین سیستم هاى سرمایه دارى، همخوانى دارد؟!..
    🔶🔷🔸🔹


    نظرات